Search

به بلاگ پارسی بُن خوش آمدید

Updated: Dec 18, 2020

اول از همه بگم چرا پارسی بُن؟

پارسی بُن از دو کلمه ی پارسی و بُن درست شده. پارسی یا فارسی که مشخص است و بُن به معنی ریشه و اصل است.

یکی از دغدغه ی ما، خانواده های خارج از ایران، همیشه این بوده که بچه هایمان با اصل و ریشه شان آشنا باشند، هویت و فرهنگشان را فراموش نکنند و مهمتر از همه زبان فارسی را حرف بزنند و از ادبیات غنی آن استفاده کنند. این موضوع برای من انگیزه ای شد که آموزش فارسی به بچه ها را شروع کنم و آن را هم از بچه های دوستان و آشنایان دور و اطراف شروع کردم. کم کم خواستم که جدی تر به این کار بپردازم و به صورت یک حرفه، آن را گسترش بدهم. این اسم توسط همسرم که مشوق من در این کار بود پیشنهاد شد که به نوعی یادآور اصل و ریشه ی فارسی ماست و اینکه با هر بالا و پایین سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، آن هویت فرهنگی مان را گم نکنیم و بهش افتخار کنیم. حالا می خواهد هر کجای این کره ی خاکی که باشیم.

مطابق معمول همه ی بلاگ ها، در اولین پست من باید از معرفی خودم شروع کنم و اینکه از کجا و چطور به آموزش فارسی روی آوردم. رشته ی تحصیلی من داروسازی بود، ظاهرا بی ارتباط با فارسی! ولی من در خانواده ای اهل شعر و ادب به دنیا آمدم. پدرم استاد ادبیات فارسی بود وعلاقه به شعر و ادبیات فارسی در خانواده ما می شود گفت موروثی است و اولویت داشته. حتی به یاد دارم که در آن سال 57 که مدارس در ایران تعطیل شد و من کلاس سوم دبستان بودم، مادرم شروع کرد در منزل به من و خوهر کوچکترم حافظ درس دادن و ما کل آن سال تحصیلی را به حفظ کردن و یادگرفتن اشعار حافظ گذراندیم و شاید همان آموزشها زمینه ای شد برای فعالیت های فرهنگی بعدی که در زندگی داشتم و در پست هایی بعدا به آن اشاره میکنم ولی دراینجا صحبت از آموزش فارسی بود.

من الان مادر یک دختر حدود بیست ساله هستم که از شش سالگی در خارج از ایران (دبی) بزرگ شده و به مدرسه ی انگلیسی رفته و از روزی که ما مهاجرت کردیم، اینکه او فارسی یادش نرود و ارتباطش با فرهنگ ایرانی قطع نشود، از دغدغه های ما بود و برای این موضوع زیاد تلاش کردیم و الان، هم خودش و هم ما خوشحالیم که او خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می کردیم و انتظار داشتیم به موسیقی و فرهنگ و هنر ایران وابسته و علاقمند است و فارسی را خوب می داند و می نویسد و می خواند.

در دبی، مدرسه ی ایرانی ستقل از آموزش و پرورش ایران وجود نداشت و ندارد، و یادگرفتن فارسی در مدرسه گزینه ای نبود بنابراین من تصمیم گرفتم که خودم در منزل به او فارسی درس بدهم. کتابهای فارسی دبستان را ازایران تهیه کردیم و در کنار شغل تمام وقت و گرفتاریها و مشغولیت‏های دیگر که بیرون از خانه داشتم، روزهایی را هم به آموزش فارسی در منزل اختصاص دادیم ولی این آموزش خیلی برای او جذاب نبود و بعدها که کمی بزرگ تر شد اصلا علاقه نشان نمی داد. مطالب و روش آموزشی موجود خیلی مناسب بچه هایی که اینجا مدرسه می رفتند و خواندن و نوشتن انگلیسی را خیلی جذاب تر یاد گرفته بودند، نبود. همینطور کتاب داستانهای فارسی مناسب سنش خیلی به نظرش جالب نمی آمد (البته الان کتابها و بازیهای خیلی بهتر و جذاب تر شده) خلاصه، همین موضوع انگیزه ای شد برای من که شروع کنم روی روشهای جدید آموزش زبان به کودکان مطالعه کردن و از متدهای جدید خارجی الگو برداری کردن وکم کم یک مدل آموزشی جدیدی را طراحی کردم که مخلوطی از روش آموزش در ایران و روش یادگیری حروف و صداها در انگلیسی یا زبانهای دیگر است. ضمن اینکه با مخلوط کردن آموزش با بازی و فعالیت های سعی کردم که آموزش را برای بچه ها جذاب تر کنم.

عکس تهران - کاخ سعد آباد

راهی که شروع کردم برای خودم هم تازه بود و همچنان در حال آموختن هستم و خیلی چیزها هست که در این زمینه دارم یاد میگیرم.

هدفم این است که بتوانم اول پدر و مادرها را تشویق کنم که یاددادن فارسی را به بچه هایشان - به هر صورتی که می شود - جدی بگیرند. با آنها فارسی حرف بزنند و برای بچه ها محیطی فراهم کنند که جنبه های خوب فارسی یاد گرفتن و به فارسی حرف زدن و ایرانی بودن را بشناسند و به آن افتخار کنند و بعد هم بتوانم به شیوه ای جذاب به بچه ها خواندن و نوشتن فارسی را یاد بدهم.


9 views0 comments